خط خطی هشتم
◷
تاریخ انتشار: 1401/12/21 | ساعت: 19:47
حدود ی سال که خودمو از تمام دورهمی ها و رفت و آمد ها دور کردم... هربار هم به ی بهانه نرفتم ، ی سال هست که حس میکنم دیگه اصلا حوصله آدم ها رو ندارم، از تنها بودن و سکوت لذت میبرم، حوصله حرف زدن ندارم حتی حوصله شنیدن هم ندارم، خیلی زودتر از قبل اشک میریزم... توی محل کار اما ی دختر اکتیو و فعالم که تما...
خط خطی پنجم
◷
تاریخ انتشار: 1401/12/13 | ساعت: 20:15
باید یک نامه از اداره ورزش بگیرم و متوجه شدم کسی که قراره نامه رو بهم بده همون پسری که یکبار باهاش بحث کردم و سر همین بحث کردن دیگه به زور بینمون احوال پرسی بود :) ...+برم بگه بح بح سلام :)) Adblock test (Why?)
خط خطی۴
◷
تاریخ انتشار: 1401/11/12 | ساعت: 18:33
حدود یک ماه درگیر ارسال فایل و طبقه بندی کارهامم ، هربار هم هرکاری کردم یک ویس ۱ تا ۲ مین براش ارسال کردم تا در جریان کارهام باشه و جوابش هم همیشه یک ویس ۵ ثانیه ای عجله ای بوده ...اما الان که دقیقا باید همه چیز از طرفش اوکی باشه ویس ۲ مین میفرسته که فایلی ارسال نکردین اونم با توپ پر!!! خوب من به ای...
خط خطی ۲
◷
تاریخ انتشار: 1401/10/29 | ساعت: 18:33
دیشب حدود ۳ ساعت تونستم بخوابم و دوباره از ساعت ۶ بیدارم، البته ۳ ساعت هم خیلی خوبه جوری که بهش نگاه میکنم بهتر از هیچی، درواقع اینکه با مسکن میتونم ۳ ساعت بخوابم خودش خوبه، و حتی فکر کردن به اینکه با مسکن بعدی خوابم میگیره هم لذت بخشه!...+با تمام اینا هر روز خیلی ریلکس و عادی دارم زندگی میکنم و انگ...
خط خطی ۳
◷
تاریخ انتشار: 1401/10/29 | ساعت: 18:33
بعضی وقت ها همینکه میتونی تو اوج درد و رنجت لبخند بزنی و جریان عادی زندگیت رو ادامه بدی ، برای بعضی ها ناراحت کننده است حتی! بعد متوجه میشی آدم های دورت چقدر عجیبن! چقدر حقیرند...+بارها و بارها و بارها...همین بعضی ها رو به خدا واگذار کردم یعنی وقتی اینو توی دلم میگم حداقل آرومم که نفرین نکردم، و منت...
خیانت
◷
تاریخ انتشار: 1401/7/4 | ساعت: 7:00
بعضیا نه شعور دارند و نه مغز نخودیشون اجازه میده تا خوب فکر کنند...این میشه که به عنوان اعتراض پرچم کشورشونو آتیش میزنن، به اموال عمومی آسیب میزنن و ...!!!!!++کاش بدونن دقیقا دارن چه غلطی می کنن...!!! کاش بدونی!!! کاش!!!+++حالم از تمام آدم هایی که مسبب این درگیری ها و خسارت ها شدن بهم میخوره!! آدم ه...
تموم میشه این شب ها؟؟؟
◷
تاریخ انتشار: 1401/7/4 | ساعت: 7:00
+چرا باید نت قطع باشه ...چرا واقعاااا...این چه دردی اخه...چپ و راست فیلتر میشه همه چی...خوب مثلا چی درست میشه...+الان من به شخصه وسط ی مرز گیر کردم!!! یعنی تا ی حرف میزنم قشر مذهبی طور نگاهشون!!! و بعد نصیحت... تا ی حرف دیگه میزنم قشر معترض بدشون میاد و در انتها برچسب ساندیس خور و ی فحش و مرسی!+ واق...
تمام.
◷
تاریخ انتشار: 1401/6/5 | ساعت: 21:26
u200f از یه سنی به بعد حوصله بحث نداری، همه درست میگن حتی اونی که حق باهاش نیست... # بشنو +هنوز که هنوز قلبم از جا کنده میشه وقتی این آهنگ میشنوم ...
2
◷
تاریخ انتشار: 1400/11/25 | ساعت: 3:37
#بالاخره دز اول واکسن رو زدم...#تا دیروز فایل مقالمو آماده می کردم برای همایش علوم ورزشی که امروز دستور رسید نفرستم...نوشتم چشم.#دیگه میدونین دفاع کردم یا نه :) اما هنوز کارهای فارغ التحصیلی رو انجام ندادم .دلم برای این فضا چقدر تنگ شده بود "نقطه"Adblock test (Why?)
3
◷
تاریخ انتشار: 1400/11/25 | ساعت: 3:37
سلاما علی کلمات تبقی فی الفمسلام بر کلماتی که در دهان می مانند ...شما وقتی به نقطهی رفتن برسی حالا تو دوستی، رفاقت، عشق یا هرچی و بیصدا خودتو حذف کنی، اون آدمی که واسش ارزش داری میاد علت نبودنتو جویا میشه..اون وقت براش حرف میزنی و میفهمی اصلا رفتنت تصمیم درستی بوده یا نه..چون بعید میدونم کسی، کس دیگ...
:) چايت را بنوش رفيق
◷
تاریخ انتشار: 1399/7/29 | ساعت: 12:46
بايد لبخند زد و چاي نوشيد وقتي از دور به شلوغي اطراف بعضي آدمها نگاه مي کني...دوباره چاي... ودوباره لبخند....و هزار بار ته دل مطمئن شد که فاصله اي که گذاشتی به جا و درست بوده... و بلند شد
روزمره000
◷
تاریخ انتشار: 1399/7/29 | ساعت: 12:46
بين حرف هام پريد و گفت دکتر هميشه مربي هاي مهربون مياره ...ميشه شما هميشه بيايد..بهش گفتم من اينجام فقط براي اينکه تو رو اذيت کنم...گفت اخ جون وخنديد..خنديدم...+باهم حرف نمي زنيم درحد اينک
نقطه.
◷
تاریخ انتشار: 1399/2/2 | ساعت: 21:54
همیشه دلم خواسته بدانملحظههای تو بی من چطور میگذرد؟وقتی نگاهت میافتد بهبرگبه شاخهبه پوست درختوقتی بوی پرتقال میپیچدوقتی باران تنها تو را خیس میکند...وقتی با صداییبرمیگردی پشت سرت ومن نیستم...عباس معروفی
اینجا
◷
تاریخ انتشار: 1399/2/2 | ساعت: 21:54
شبکه خراسان داره حرمو نشون میده و جمعیتی که توی صحن ها هستن...مجری و مهمانش هم ی گوشه از حرم اون بالا نشستن( بدون ماسک و دستکش) دارن حرف میزنن که آقا...! خانوممم!! لطفا بهداشت رو رعایت کنید عههه....قسمت پایین شبکه هم داره اطلاعیه رد میشه که از خروج غیرضروری اجتناب کنید!+با روالی که برخی ها پیش گرفتن...
رفیق
◷
تاریخ انتشار: 1399/2/2 | ساعت: 21:54
لپها و چشمها قرمز ..لبهام به رنگ سرخ.. بی حال بهش گفتم گلو درد دارم ،سردرد، و تب... انتظار داشتم بگه دختررر واوو نکنه !!! اما خندید و گفت دختر تب عشقه زود بخواب! ... تب عشق :)) ، یکساعتی حرف زدیم.. حتی باهم به سواحل قناری رفتیم و برگشتیم... خندیدیم و ... بهتر شدم و خوابید.+اگه کسی کنارتونه که وقت غم...
قرنطینه...
◷
تاریخ انتشار: 1399/2/2 | ساعت: 21:54
نزدیک یک ماه قرنطینم...شبیه یک ماهی قرمز شدم که به تنگ کوچیکش عادت کرده ومجبوره به زندگی فکر کنه...به بیرون نگاه میکنه و دریا رو میبینه...اما می چرخه توی تنگ کوچیکش وی جورایی قانع شده به همین آب کم..
تو
◷
تاریخ انتشار: 1399/2/2 | ساعت: 21:54
اگر روبروی توبه سکوت بنشینم رواستکه سکوت در محضر زیبایی، زیباستسخنان عاشقانهی ماویرانگر ِ عشق استواژگان، آنگاه که بر زبان آیند،از بین میروند.نزار قبانی+این شعر نزار قبانی رو توی یکی از کانالای تلگرامی خوندم و اشک ریختم...گاهی سکوت یک انتخاب نیست یک اجباره برای زندگیت...
همین.
◷
تاریخ انتشار: 1399/2/2 | ساعت: 21:54
یه زن نمیتونه دوستت داشته باشهبعد دوستت نداشته باشهبعد دوباره دوستت داشته باشه...یه زن فقط میتونه دوستت داشته باشه...دوستت داشته باشه... دوستت داشته باشه... و بعد دیگه هیچوقت دوستت نداشته باشه...خداحافظ گاری کوپر رومن گاری
امتحانات
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/21 | ساعت: 13:16
همیشه از استادی که سخت می گرفت بیشتر خوشم می اومد حالا چه درس عملی چه درس تئوری...بحث عملی که استادی داشتیم که تا یکی از بچه ها رو صدا میزد(صدا که نه میرفت روبروش می ایستاد و داد میزد!!) بعضی هااستر
هیچ.
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/21 | ساعت: 13:16
غم زَمانه خورم یا فراق یار کشم ...به طاقتی که ندارم کدام بار کشم ... سعدی.#بشنو......