بعضی وقت ها همینکه میتونی تو اوج درد و رنجت لبخند بزنی و جریان عادی زندگیت رو ادامه بدی ، برای بعضی ها ناراحت کننده است حتی! بعد متوجه میشی آدم های دورت چقدر عجیبن! چقدر حقیرند...
+بارها و بارها و بارها...همین بعضی ها رو به خدا واگذار کردم یعنی وقتی اینو توی دلم میگم حداقل آرومم که نفرین نکردم، و منتظر نیستم همون درد و رنج رو بکشن نه اصلا!!! حداقل میدونم خدا بهتر از من میتونه دعاهای بدشون رو دقیق به خودشون برگردونه...
++قراره امروز پست زیاد بزارم؟!...
برچسب:
نویسنده: کامیار صمیمی