خرید بک لینک

چند شب قبل به رفیقی گفتم گاهی از تمام مردها بدم میاد...

همین حسو دیروز درمورد خودمونم داشتم(خودمون=دخترها)...

دیروز به اجبار! مجبور بودم چرندیات دو سه نفر که تو اتاق حرف میزدن رو بشنوم . چرندیاتی در مورد روابط مزخرف شون ،...چرندیاتی درمورد کشیدن مواد وموارد مزخرف تری که وقتی بهش فکر می کنم حالم بد میشه ......حرفا به جایی رسید که ترجیح دادم کمی بخوابم و دعا می کردم زودتر از اون جهنم خلاص بشم! ..کمی خوابم برد و بعد بیداری متوجه شدم از من فیلمی گرفته شده و به دوست پسر طرف معرفی شدم...!!
میدونید وقتی بیشعوری حد و مرز نداشته باشه میشه همین...!
امروز از سر صبح حالم گرفته بود ...هم بابت اون فیلم که هیچ حقی نداشتن توی اون شرایط ازم بگیرند و هم اینکه واقعا چجوری یک نفر میتونه توی لجن رابطه های مختلف بمونه و نفس بکشه !
...

دو ساعت دوم کلاسم مستقیم به سمت معاونت دانشگاه رفتم و اجازه خواستم و حرف زدیم! خوب فکر نمی کردم پیگیری لازم داشته باشه در واقع وقت بزاره! اما یکی یکی اسمها رو چک کرد و عکسها رو نشونم داد ... تا اینکه 3 نفرشون پیدا شدند و ...کمیته انضباطی.

+به بعضی هام باید گفت عزیزم شما روشن فکر نیستید فقط کمی احمقید!

++نوشتم تمام مردا ...درکنارش هم نوشتم خودمون(دخترها) جمع بستم همه رو باهم...به دلتون نگیرید .

+++وقتی توی رابطه ای هستیم و همچنان به دایره پسرهای اطرافمون (روابطمون) اضاف می کنیم انتظار غیرت از مردی که دوسش داریم چیز مزخرفیه...

برچسب: نویسنده: کامیار صمیمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 16:22

صفحه بندی