خرید بک لینک
امروز یکم روبراه شده بودم...یعنی دیشب که از پیش ماری کوری برگشتم حالم بهتر بود ...دیگه فکر اینکه ممکنه چه اتفاقی بیافته اذیتم نمی کرد بهم گفتن خوبه ..ته دلم قرص شد و راحت تر خوابیدم...امروز بعد تقریبا یک هفته تونسته بودم بدون نگرانی با دوستی حرف بزنم و باهم دیگه تصمیم بگیریم فلان باشگاه بریم...حالم بهتر بود واقعا که دوباره با یک تماس همه چیز بهم ریخت ... عصر دوباره به ماری کوری زنگ زدم گفتم شاید اشتباه شده...قرار شد چندروزی صبر کنیم اگه حالم تغییری نداشت اخر هفته دوباره برم پیشش...

+بعضی ها همینکه هستن کافیه...همینقدر که میدونی پیشتن دلگرمی...یعنی نیازی نیست بهشون بگی حالت بده یا حالتو بپرسن...همینکه وقت ناخوشی دستاتومیگیرن و می مونن کنارت یعنی میتونن مرهم خوبی باشن...

+از ماها چی می مونه جز دوست داشتن!؟

برچسب: نویسنده: کامیار صمیمی تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 15:32

صفحه بندی