خرید بک لینک
سلامٌ لِلّذینَ اُحبّهم عبثاً ...
سلام
به کسانی که
بیهوده دوستشان داشتیم ...

محمود درویش

پ ن: نمیدونم متن عربی درسته یا نه...( یاری کننده ای هست؟)

زمانی به خودم که نگاه می کردم حس میکردم چقدر بی حس و سرد و خشنم...هم سخت اشک میریختم وهم شبیه الان انقدر رفتارهای لوس نداشتم...اما الانمو ببینید یک انیمیشن میبینم ناخوداگاه اشک میریزم...حتی وقتی مسابقات زیباترین دختر جهان میبینم با خوشحالی اون اشک میریزم...(از کی نشستم اینارا دیدم ؟! )...از درد سمت چپ دوستی بغض میکنم و اشک میریزم...از کنارم خانمی رد میشه شبیه عزیز بغضم میگیره...شب ها....امان ازین شب ها...اصلا تمامش غم که اوار میشه روی دلم...

چه بد شدم من... چه رفتاری اخه...ی چیزی بهم ریخته...ی چیزی که اگه همینجوری بخواد ادامه پیدا کنه نابودم میکنه...

*دلم دویدن می خواد...ازون دویدن ها که گلوت انقدر میسوزه که نمی تونی خوب نفس بکشی ...ازون دویدن ها که تمام بدنت عرق میکنه و پاهات به حد انفجار میرسه و اخرش دراز میکشی رو چمن و میگی دیگه نه...نمی تونم!
++می خواستم بزارم پای پاییز گفتم بی انصافیه

برچسب: نویسنده: کامیار صمیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 15:50

صفحه بندی