خرید بک لینک
نتیجه تصویری برای خشکسالی در ایران

خشکسالی...

نگاهم به پنجره هرروز...به این ابرهایی که میان و میرن ...به خورشیدی که خودشیفته شده و دوست داره همیشه دیده بشه.... ...گاهی خیال می کنم ی دختر بچه مو طلایی بین پاهام بازی می کنه و بهم می خنده... وقتی به دنیاش به لبخنداش فکر می کنم .این خشکسالی شبیه غول میاد بالای سرم و غم دنیا میریزه تو دلم......بعد میام به خودم میگم صرفه جویی تو اب و دوباره دلم میترکه برای این هوا...

خودکشی...

..پنج شنبه بود...رفتم بالای سرش. چشماش 1 بود اما می خندید...(می خندید و می گفت قرصا جذب بدنم شده رها...)بهم نگاه می کرد .. درد از چشماش میریخت تو دلم...دستاشو فشار میدادم سرد سرد بود...

(کاش بابام بود رها ))..دوست داشتم تمام دنیا رو بگردم و اون ادمی که درد بهش داده نابود کنم... کاش میتونستم مثل بعضی ها رفتار کنم دقیقا مثل خودشون...

(کاش بابام بود رها) بهش که فکر می کنم.... خورشید نابود میشه تو دل 1 ... برف میگیره بارون میگیره همه جا سرد میشه...سرد میشه...

لعنت به تمام ادمایی که درد هدیه میدن...

پ ن:5 نفر انتخاب شدیم از اداره تربیت بدنی برای رسیدگی (ناهنجاری ها..حرکت اصلاحی)به روستاهای شهر کاشمر ......این یک خبر عالی بود توی این روزام که دلم اب میشه برا روستا و مردمشون.

برچسب: نویسنده: کامیار صمیمی تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت: 2:45

صفحه بندی