هراس دارم از گم شدن...
پ ن:
...قضاوت شدن همیشه سخته...درد داره...دردش میرسه به استخوان...
+بعضی چراها بهتر تاهمیشه باقی بمونه... اینجوری یاد میگیریم حرمت بزاریم برای دوستی هامون..
+...ابرا دلاشون پر شده بود...بارون گرفت ...میدونم تا شب ادامه داره...فردا صبح هم بیدار بشم هست...پس فردا هم هست...بارون هست...
برچسب:
نویسنده: کامیار صمیمی