خرید بک لینک
نتیجه تصویری برای ریحان

یک نردبان بهم نشون داد گفت شروعش کن برو بالا ..چیزی نگفتم فقط نگاش می کردم... دستمو گرفت... تمام تنم می لرزید بهش گفتم نه اما نذاشت ... ازم خواست به روشنایی فکر کنم به بالا ..بهم گفت شروع که کردی به پایین دیگه نگاه نکنی... بغضمو خوردم تو چشماش زل زدم گفتم چشم..بهم کمک کرد باتمام سخت بودن برای خودش...بهم خیلی کمک کرد ...باورم نمیشد اما بالا رفتم..پله اول..دوم..سوم دستم ازش جدا شد..چیزی نگفتم حتی برنگشتم... فریاد زد غلط کردم برگرد نرو...اشکم ریخت ولی ادامه دادم ...میدونستم دیگه نمی تونیم باهم باشیم دیگه نمیشه...(عکس : پله من شدی تا همیشه...)

پله جان سلام ... ماه تولدت مبارک... مبارک استاد

# جریانی که بعضی رابطه ها و دوستی ها ایجاد می کنند تهش ی پوچی...ی پوچی که حتی نمی تونی کلمه ای بنویسی در موردش .....این زمانها کلمات تماما خاکستری میشن ... قدرتی که قبل داشتند و حتی ذره ای ندارند ... ترجیح میدی بشنوی اروم بگیری ...این یعنی شروع یک سکوت عمیق... اینا رو نوشتم یادم بمونه اشتباه زیاد داشتم... یادم بمونه چرا سکوت کردم

. #خواهشا در مورد پست های من جبهه نگیرید بزارید کمی تخلیه بشم ممنونم.

برچسب: وخداوند,سکوت,افرید, نویسنده: کامیار صمیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:21

صفحه بندی