خرید بک لینک
img1487679369022.jpg

من دلم می خواست با او درجایی دور از این مکان تنها باشم..دستهایش را بگیرم و برایش از احساسم حرف بزنم...لازم بود ما درباره ی خانه...درباره برنامه هایمان و درباره عشق بیشتر باهم حرف بزنیم...

..من می خواستم به او اطمینان ببخشم برایش روشن کنم که احساسم چقدر عمیق است تا او بداند که رویایش می تواند به حقیقت بپیوندد..زیرا من در کنارش بودم و به او کمک می کردم...

(چهاشنبه 8دسامبر1993)(پائولو کوئیلو....کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریستم...)

/// ....این اخرین هدیه تو بود ...

#صفحه اول کتاب باز کردم...ی شاخه گندم خشک شده و شکسته...تمام اون روز برام مجسم شد...

ااین اهنگ چقدر میتونه قشنگ باشه اخه

محمد نوری..روز بی غم


برچسبها: من به جنون نزدیک میشم یا جنون به من

برچسب: نویسنده: کامیار صمیمی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 20:05

صفحه بندی