دیروز به بابا میگفتم این روزا هرچی به ذهنم میرسه و ی کوچولو حس میکنم اگه شرایط فلان جور بود راحت تر می بودم، داره اتفاق می افته!...
بیشتر از یک روز طول نمیکشه و همون چیزی که میخواستم و توی ذهنم گذشته برام اتفاق می افته، باور نکردنی !!! عجیبه این روزها و این ماه بخصوص!...حس اینکه کسی داره بهت نگاه میکنه و هواتو داره به شدت زیاده! اصلا نمیتونم توضیح بدم که چقدر راه برام باز میکنه که آروم باشم و قلبم کاملا درک میکنه مهرشو ....دمت گرم خدا.
+ امسال از این ماه بسیار لذت بردم و شاید اولین سال باشه که دلم نمیخواد رمضون تموم بشه.
++شما هم خرافاتی هستی...؟
_ من دوسش دارم ،میدونمم دوستم داره.
برچسب:
نویسنده: کامیار صمیمی